دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

damla
زن - مجرد
امتیاز: 1587

دنبال‌شدگان

(102 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(295 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

damla
damla

اور را کجا پنهان نمودی؟ با کدامین دست مدفون شد پر پرواز رویایم؟ خزان دل مگو با او - که روح خسته ام مرده ست که او مسرور دنیایش مرا از خاطر شیرین خود برده ست .... نه دیگر نیستم افسرده و نالان همانجا باش نیا نزدیک خواهی سوخت!!!!!!!!

damla
damla

کاش مي ديدم چيست آنچه از کلام تو تا عمق وجودم جاريست! صداي قلب تو را ،پشت آن حصار بلند هميشه مي شنوم من در آن لحظه که صداي موسيقي احساس تو را مي شنوم برگ خشکيده ي ايمان را در پنجه باد رقص شيطاني خواهش را در آتش سبز! نور پنهاني بخشش را در چشمه ي مهر مي بينم..... کاش مي گفتي چيست آنچه از کلام تو ، تا عمق وجودم جاريست

damla
damla

دل گرفته ام از آدم هایی که میگن دوست دارم اما معنیشو نمیدونند از آدم هایی که میخواند مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستنداز اونایی که زیر بارون برات میمیرنداما وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره!

damla
damla

مستم از باده ،که مستی هم بلاست باده ی عاشق زهر باده جداست بی وفا ، مستی مگر از باده ی عشقت نبود کین چنین دل را شکستی،کین شکستن هم خطاست

damla
damla

تو که در دیده ی صیاد به دام افتادی چه بخواهی … چه نخواهی … تو بدان !! بال و پری نیست که پرواز کنی !!! غم من خواهش پرواز تو بود …

damla
damla

روحي مشوشم كه شبي بي خبر ز خويش در دامن سكوت به تلخي گريستم نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفته ها ديدم كه لايق تو و عشق تو نيستم

damla
damla

«خیانت» غیرت عشق است وقتی «وصل ممکن نیست» چه آسان ننگ می خوانند،نیرنگ زلیخا را چه خواهد کرد با ما عشق؟پرسیدیم و خندیدی فقط با پاسخت «پیچیده تر» کردی معما را

damla
damla

و از این فاصله ها که میان من و توست و هر آن گه که دلت تنگ من است ، بهترین شعر مرا قاب کن پشت نگاهت بگذار ، تا که تنهاییت از دیدن من جانخورد و بداند که دل من با توست و همین نزدیکیست.

damla
damla

زندگی می کنم، حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم؛ چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم می سازد؛ بگذار هر چه از دست می رود برود؛ من آن را می خواهم که به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را ..

damla
damla

بوسه ی عشق به لبهای ترت خواهم زد تیر ی از جنس وفا بر جگرت خواهم زد ترک این مست مکن تا نشوم پست زمان گر نخواهی تو مرا باز درت خواهم زد

damla
damla

تمام مــــــــــن دارد تو می شود باور می کنی ..؟

damla
damla

این بار مینویسمت… ” تو ” را میان اصطحکاک مداد و کاغذ گیر خواهم انداخت شاید اینگونه بشود تو را ” تجربه ” کرد…!!!

damla
damla

گویی من و تو را ، در دو انتهای ریسمان عاشقی ، به هم و در هم ، تنیده و بافته اند …. شیرازه ی کتاب عشق منی تو ؛ از ازل ………تا…….. به ابد

damla
damla

سردردهای عجیب روز های تکراری قرص های تلخ دلتنگـی های شب بی قراری های دل گریه های غریب این است حال من...!!!

damla
damla

اشکهای من از غصه نیست فقط… چشمهای من خجالتیست چشمانم به وقت دیدنت ” عرق ” میکند ! اما… تو این را باور نکن… غصه از اشکهای من میبارد…!