دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

copy-paste آزاد

جزئیات گروه

شناسه 349
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 3503 پست
عضو 354 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 77
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 210
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 30

کاربران گروه

(352 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

copy-paste
شناسه‌: 349 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
آناهیتا
در copy-paste

نیستم... مدّت هاست... و نخواهم بود... و نخواهم ماند... و نخواهم رفت...

آناهیتا
آناهیتا
در copy-paste

ساعت ها … روزها … ماه ها … سالها میشینی پازل زندگیت رو دونه دونه میچینی ! هی فکر میکنی ! هی جابجا میکنی ! اخرش میبینی یه تکه از پازل زندگیت گم شده …! چه حس بدی داره ! کسی یه تیکه از پازل زندگی منو ندیده ؟

آناهیتا
آناهیتا
در copy-paste

و آنگاه که از او سوال گردد جوانی خود را چگونه گذراندی ؟ ندایی از عرش برآید که ;بدبخت دهه شصتیه ،ولش کنین , برین سراغ سوال بعدی ...!

آناهیتا
آناهیتا
در copy-paste

زندگی شاید ، شعر پدرم بود ، که خواند چای مادر ، که مرا گرم نمود نان خواهر ، که به ماهی ها داد زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم زندگی ، زمزمه ی پاک حیات است ، میان دو سکوت زندگی ، خاطره ی آمدن و رفتن ماست لحظه ی آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست من دلم می خواهد ، قدر این خاطره را دریابم

Jangal
Jangal
در copy-paste

اعصاب چیست؟ چیزیست که هیچ کس ندارد ولی توقع دارند که تو حتما داشته باشی. توقع چیست؟ چیزیست که همه دارند و تو نباید داشته باشی .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Jangal
1302001868274037_large.jpg Jangal
در copy-paste

كپل تعجب ميكنه كه چرا بعضي آدما جواب "خوبي" رو با "گاز" ميدن ..!!! چخه عزيزم ، چخه

Jangal
Jangal
در copy-paste

آدم برفــی نبودم که به پایت یک شبه آب شودم ! مـــن مـــــــو به مـــو سفیــــــــد شدم!

Jangal
Jangal
در copy-paste

داداشام داشتن با هم کتک کاری میکردن منم نشسته بودم و میخندیدم یک دفعه مامانم محکم زد توی گوشم میگم واسه چی من و میزنی میگه چون تو به اینا روحیه میدی!!!

آناهیتا
آناهیتا
در copy-paste

آدمـ هـا کـه /عـوض/ مي شونـد ... از سـلام و شـب بـخيـر گـفتـنشان مـي شود ايـن را فـهميـد! از حـرف هـا و نـگاه هـا ؛ از گـودال هـاي ِ عـميـقي کـه بيـن ِ تــو و خـودشان مي کـَـنـند و تـويـش را پُــر از دليـل مـي کُنـند

آناهیتا
آناهیتا
در copy-paste

بارخدایا،،، از کوی تو بیرون نرود پای خیالم، نکند فرق به حالم ،، چه برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی ، نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا
در copy-paste

کاش شعور یه عده برسه : نر بودن یک جنسیت است و مَرد بودن یک هـــویت... زیادن دخترایی که نر نیستن ولی خیــلی مَردن..

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا
در copy-paste

الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد ؛ او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او اصلا حوصله مهمان داری ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند!!! او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد!!! اما مهم این است که او کلاس بالایی دارد و همچنین فامیل های پولدار!!! او آخرین بار که گوشت قرمز خریده بود ، چوپان دروغگو به او گوشت خر انداخته بود. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد ؛ به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آناهیتا
آناهیتا
در copy-paste

دهقان فداکار کجایی که بدویی طرف هواپیما، یه وقت سقوط نکنه؟! پتروس کجایی که انگشتتو بکنی تو ترک سی و سه پل؟! چوپان دروغگو کجایی که ببینی بیست و سی روتو سفید کرده؟! ... شنگول و منگول و حبه‌ی انگور کجایین که وقتی می‌خوان بیان دیشارو جمع کنن بگین دستتو از زیر در نشون بده؟!! امین و اکرم کجایین که تفکیک جنسیتی بشین؟! لاکپشت کجایی که از مرغابیا بخوای از مرز ردت کنن؟! بابا کجایی آب بدی بریزیم تو دریاچه ارومیه؟!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آناهیتا
آناهیتا
در copy-paste

بیست و چند سال گذشته ، بیست و چند سال نفس کشیدیم ... در زمینی که همیشه به چشم مجرم به ما نگاه کردند ... همیشه در حال هدایت ما بودند به راه راست ... ما مریض بودیم و آنها دکتر ... ما نا درست بودیم و آنها درست ... در حالی که ..... بگذریم ، دله ما پر تر از این هاست ... ... خدایا; بهترین سال های عمرم در حسرت گذشت ... نا شکر نیستم ، دوستانی دارم که این حسرت ها را کمرنگ کرده اند .. اما ... اما ازت می خواهم ، روزی که فرزندانم قلم به دست گرفتند ، بنویسند " زندگی " کردیم ، نه مثل پدرانمان که فقط نفس کشیدند ...

Jangal
308841_245141215529167_121346557908634_698704_597894137_n.jpg Jangal
در copy-paste

این عکسو وقتی کپل داشت به آلوچه پیشنهاد بی شرمانه میداد گرفتیم