دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همه چيز در مورد هنر ...
برای درمان درد های بشر ، دارویی بهتر از موسیقی وجود ندارد. \"بتهوون\"

جزئیات گروه

شناسه 1126
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع هنر و فرهنگ
ارسال 191 پست
عضو 189 کاربر
طرفدار 17 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 206
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 221
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 260

کاربران گروه

(188 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

فسانه
شناسه‌: 1126 · هنر و فرهنگ
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
اميررضا
zfb8fuuk40sa5k8wph3.jpg اميررضا
در فسانه

آلبوم پریا، قصه‌ی دخترای ننه دریا، كاري از احمد شاملو و استاد بزرگ حسین علیزاده...

این ارسال را بازنشر کرده است.
اميررضا
akhevan.jpg اميررضا
در فسانه

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت ..... سرها در گریبان است....

اميررضا
5809380-b.jpg اميررضا
در فسانه

استاد بزرگ حسين عليزاده در كنار نوازنده چيره دست ساز كمانچه استاد كيهان كلهر... اميدوارم ساليان سال بنوازند....

اميررضا
اميررضا
در فسانه

مترسک را دار زدند ، به جرم دوستی با پرنده...! که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد، راست میگفتی که اینجا " قحطی عاطفه " هاست...!!!

اميررضا
اميررضا
در فسانه

سري سوم سلام خانم رنگين كمان از يغما گلروئي ..... کسی‌ با درختان‌ سخن‌ نمی‌گوید... شاید سهراب‌ هنگام‌ نوشتن‌ این‌ سطر که‌ هر کلاغی‌ را کاجی‌ خواهم‌ داد به‌ فکرِ کاج‌هایی‌ که‌ نمی‌خواستند برده‌وار به‌ کلاغ‌هابخشیده‌ شوند نبوده‌ است‌! سهراب‌ در جای‌ دیگری‌ می‌نویسد که‌: من‌ نمی‌دانم‌ که‌ چرا می‌گویند / اسب‌ حیوان‌ نجیبی‌ست‌ /کبوتر زیباست‌ / و چرا در قفس‌ هیچ‌کسی‌ کرکس‌ نیست‌... این‌ شاعر (سهراب‌) با قفس‌ مُشکل‌ ندارد! نمی‌پُرسد اصلاً چرا بایدقفسی‌ در کار باشد، نگران‌ جای‌ خالی کرکس‌ها در قفس‌هاست‌! من‌ نمی‌توانم‌ با این‌ شاعر کنار بیایم‌! من‌ به‌ فکرِ شکستن‌قفس‌ها هستم‌! زنده‌گی‌ با رؤیا فاصله‌ دارد! اگر گُل‌ یاسی‌ به‌ گدا بدهیم‌ با آب‌دهان‌ یا ناسزا از ما استقبال‌ خواهد شُد! من‌ می‌دانم‌خیلی‌ از این‌ سطرها معنای‌ نمادین‌ دارند ولی‌ نمی‌توانم‌ با فرهنگی‌ که‌ پُشت‌ آن‌هاست‌ کنار بیایم‌! برای‌ همین‌ دوستشان‌ ندارم‌....

اميررضا
war-and-peace.jpg اميررضا
در فسانه

آلبوم موسیقی «جنگ و صلح» با تارنوازی استاد «داریوش طلایی» و تمبک استاد «ناصر فرهنگ‌فر» از سوی موسسه فرهنگی و هنری ماهور منتشر شد...

اميررضا
اميررضا
در فسانه

سري سلام! خانم رنگین کمان! از يغما گلروئي عزيز ......... کاش‌ ترانه‌ می‌توانست‌ دنیا را عوض‌ کند...

اميررضا
اميررضا
در فسانه

باب ششم، باب آخر مسيح سرگردان از يغما گلرويي .................. آن‌ دو به‌ یک‌دیگر در آمدندُ هیچ‌ یک‌ را تجربتی‌ از این‌ دست‌ نبود که‌ عُمری‌ ضجّه‌ی‌ خواهشِ تَن‌ را به‌ کرگوشی‌ پاسخ‌ داده‌ بودندُ آن‌ دقایقِ نابِ نَهْ‌منی‌ را نمی‌شناختند. * به‌ یک‌دیگر پیچیده‌ بودند، چونان‌ دو پیچک‌ که‌ دست‌ یازیدن‌ به‌ خورشید را در تکاپویند. اندامشان‌ در آتشِ طلب‌ می‌سوختُ آن‌ تپیدن بی‌مَرز تو گویی‌ به‌ آخر نمی‌رسید. * و تنها عشق‌ بود میان آن‌ دو که‌ هَر یک‌ گم‌شُده‌ی‌ دیرسالِ خود را بازیافته‌ بودندُ میانشان‌ الفتی‌ دیرینُ کهنْ‌سال‌ در جریان‌ بوده‌ است‌. * ناگاه‌ نوری‌ از سقفِ تالار سرریز شُدُ صدای‌ جاری‌ بُلند مریم‌ را به‌ بی‌هوشی‌ کشاند. * مسیح‌، برهنه‌ از جا بَرخواستُ رو به‌ آن‌ نورِ سخنْ‌گو بانگ‌ زَد:

اميررضا
اميررضا
در فسانه

باب چهارم و پنجم مسيح سرگردان از يغما گلرويي ............. بابِ چهارم آرام‌تَرین‌ قیلوله‌ی‌ حیاتش‌ بود، بی‌بختک بی‌کابوس‌ که‌ تنها رؤیایی‌ حقیقی‌ بودُ رهایی بی‌دَردی‌. * نه‌ دردِ جراحاتِ تپانچه‌ی‌ سائلانش‌ می‌گداخت‌، نه‌ گفته‌های‌ آنانش‌ به‌ یاد می‌آمد، نه‌ بهشتُ نه‌ آن‌ همه‌ حوری خدمت‌گذار. تو گویی‌ به‌ اعجاز عشق‌، دگربار زاده‌ شُده‌ بود. * به‌ بستری‌ سپید بیدار شُد مسیح‌. روز از نیمه‌ بر گذشته‌ بود. پیرامون‌ را نگریستُ چهره‌ی‌ خویش‌ را در آیینه‌ی‌ روبه‌رو بدید. به‌ شگفت‌ دیده‌ بَر دیده‌گانِ خود بَردوخت‌ که‌ در زیر سَربندِ زخمْ‌پوشش‌ به‌ دو فیروزه‌ی‌ اصل‌ می‌مانستند. * با خود گفت‌. «ـ یعنی‌ همانم‌ من‌؟ بل‌ دیگر انسانی‌ در من‌ زاده‌ شُده‌؟ آیا ضربتِ آن‌ سائلانِ نگونْ‌بختم‌ چُنین‌ از خویش‌ به‌ در فکند؟ افسوس‌ که‌ نتوانستم‌ شفاعت‌ کنم‌ آن‌ دو برادر را! لیکن‌ اگرم‌ شفاعت‌ از ستم‌بَران‌ باشد، همه‌ عُمر ببایدم‌ ضجّه‌ زَدَن‌ به‌ درگاهِ بخشایش آدمیان‌ که‌ هَر آدمی‌ را من‌ دَردی‌ داده‌اَمُ ستمی‌ که‌ از مبلّغان نادانِ من‌ با آنان‌ رفته‌، از شُمار بیرون‌ است‌! امّا، نه‌! تو چنین‌ کردی‌!»

اميررضا
اميررضا
در فسانه

مسيح سرگردان از يغما گلرويي.... فوق العادست ... حتما بخونيد...

آناهیتا
آناهیتا
در فسانه

به‌ مناسبت نهم شهریور سالیاد مرگ (زندگی نامه‌)

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
اميررضا
اميررضا
در فسانه

اجرای نمایش قارچ خور ، از 7 لغایت 25 شهريور ماه 1391 ساعت 18 ، در فرهنگسرای فردوس واقع در فلكه دوم صادقيه، كاری از گروه هنری شاپرك. حضور دوستان باعث دلگرميه ماست.

اميررضا
chris-de-burgh-02.jpg اميررضا
در فسانه

ابراز همدردی کریس دی برگ با زلزله آذربایجان

اميررضا
alireza-ghorbani.jpg اميررضا
در فسانه

کنسرت علیرضا قربانی در ونکوور کانادا...

اميررضا
ostad-z.jpg اميررضا
در فسانه

پیام استاد شجریان برای زلزله زدگان آذربایجان...

این ارسال را بازنشر کرده است.