Kuzey
بوسه ام نثار تو مادر که نه تکرار می شوی و نه تکراری …
Kuzey
سلامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ م م م م م م م م
Kuzey
گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوند بجای شمع گرد چراغهای بی احساس خیابان میمیرند … !
Kuzey
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام م م م م م م م م به تمام دوستان گلم
Kuzey
خدایا ؛ کسی را که قسمت کس دیگریست، سر راهمان قرار نده تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری ..!
Kuzey
کاش حرف دل من هم وقتی به گوش دلت می رسید ، “پیغام تحویل” میداد !!!
Kuzey
به کبریت نیازی نیست سیگار را بر لبم می گذارم و به دردهایم فکر میکنم ، خودش آتش می گیرد …
Kuzey
گاهی به پچ پچ های باران گوش کن پچ ِ پچ ِ باران را می شنوی؟ عاشقانه هایش را برای تو فرستاده ست! گاه در کوچه می رقصد و پای کوبی می کند! گاه شیشه ی ِ پنجره ی ِ اتاقت را می نوازد… و برای قدم زدن، می خواندت برخیز و خویش را از غمی که تا مرگ ِ احساس می بردت، رها ساز خیس شو در بارانی که روحت را طراوات می دهد باران، همه بهانه است موهبتی ست از سوی ِ خدا گاه، خدا نیز بهانه می کند و مست می شود برای بارش ِبوسه هایش و تا آغوش بکشد تو را از همه ی ِ آن لرزه گناهانی که سبب ِ اندوهت می شوند
Kuzey
برای تو زندگی می کنم، به عشق تو زنده هستم، اگر نباشی دیگر نیستم تویی که بودنت به من همه چیز می دهد، هر جا بروی دلم به دنبال تو می رود… عشق تو، حضور تو، به من نفس می دهد هوای بودنت این دیگر اولین و آخرین بار است که دل بستم نه به انتظار شکستم، نه منتظر کسی دیگر هستم تو در قلبمی و تنها نیستی، تو مال منی و همه زندگی ام هستی…