reza
پدر داغ دیده هلندی با حیرت جسد دخترش را که به دست نازی ها کشته شده را نگاه می کند
reza
نجات دهنده در گور خفته است ...
reza
شمعیم و خوانده ایم خط سرنوشت خویش .. ما را برایِ سوز و گداز آفریده اند
reza
من وبا را نمیشناسم، اما فکر میکنم نباید آنقدرها هم که لولا خانم میگفت بد باشد. مرضی بود که تقصیری نداشت. گاهی اوقات حتی دلم میخواست از وبا دفاع کنم، چون به هر حال عیبش به خودش مربوط نمیشد و هرگز نخواسته وبا باشد و همینجوری به دنیا آمده بود
reza
وقتی که شعار مرگ بر آمریکا میشه هدف
reza
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت / شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
reza
از کتاب چاه بابل / رضا قاسمی
reza
دارم تلو دارم تلو از نیستی مستم / حالا دکارتِ مسخره ثابت کند هستم
مصاحبه
- ببخشید شما چرا دستاتون خونیه؟؟ -پیش پای شما گلوی چند تا جوون بیگناه رو بریدم
reza
- تو منو صدا کردی یا جیرجیرک آواز میخوند؟
reza
حیف ، گذشت امشب و گناه نكردیم
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 21 روز و 2 ساعت و 7 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....