دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

سیگار می کشم ، یعنی برای دیدن خورشید روز نو میل ام نمی کشد . . . سیگار میکشم یعنی سکوت من از شب تاریک تر شده . . . راه عبور من از تو باریک تر شده … سیگار میکشم ، یعنی نه عاشقم و نه تنها اما گسسته ام . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

کمــــر بسته ام به خود کشی... بی خیـــال هم نمی شوم... هم دست اند با من این سیگــارهای تلخ و آن خاطـــرات

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

کبریت بکش تا ستاره‌ای به شب اضافه کنیم و خیره شو به مردمان تنهایی که در آسمان سیگار می‌ کشند

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

چگونه بگویم ؟ اصلا از چی بگم ؟ از این همه تنهایی ؟ یا از این مرحم تنهاییم که فقط سیگار شده ؟ ولی بدون این مرحم الان جای خالیه تورو واسم پر میکنه . منو درک میکنه . همون کارایی که تو هیچوقت نکردی

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

مچاله شده ام در خودم با بوی سیگار و طعم تلخ چای مانده . . . پنجره را باز نکن ، امروز دلم می خواهد غمگین باشم . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

کافه ام را می روم ، سیگارم را دود میکنم و آخر شب قدم زنان به خانه برمی گردم . . . این روز ها هم اینطور میگذرند ، آرام و زیبا اما از آن آرام هایی که پایدار نیست و از آن زیبا هایی که ظاهریست . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

تنها آمده ام اینجا . . . تا شاید دود سیگار فضای زخمم را مه آلود کند . . . هنوز هم به هوای دو نفره بودن هایمان سوال همیشگی را تکرار میکنم . . . آتش داری ؟! ولی دیگر تو پاسخگوی این سوال تکراری نیستی . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

وقتی تو خیابون پشت سر هم سیگار دود میکنم ، همه یجوری نگام میکنن و میگن : جوون حیف شدش ، ولی روزی که داشتم زار زار گریه میکردم ، ینفرم با خودش نگفت : طفلی چی میکشه با غمش . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

تو را ترک کرده ام ! خلاصه خیلی فرق کرده ام با روز آخرین دیدار ! دیگر حتی با احتیاط بیشتری دل می بندم ! اما الان حس خوبی دارم از نبودنت ! شبیه دست فروبردن در جیب گرم پالتوی پارسال و پیدا کردن یک نخ سیگار . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

آتشی از نگاهت می خواهم ! سالهاست که این نخ سیگار در دستم خاموش است . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

این بار سیگار را بکش ، از طرفی که می سوزد ؛ تا بدانی چه میکشم . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

سیگاری روشن میکنم و به خاموش بودنم فکر میکنم کام عمیق همراه آهی کوتاه . . . بیرون میدم دودش رو کمرنگ میشه . . . مثل خودم . . . نفسم میگیره از زندگی اجباری . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

زندگی میگفت از هر چیز مقداری باقی می ماند . . . دانه های قهوه در شیشه ، چند سیگار در پاکت و کمی درد در آدمی . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

سیگار م را بیرون میکشم . . . نه برای اینکه کسی از دودش آزرده نشود ! برای اینکه نمیخواهم نمیخواهم کسی در غم و دود سیگارم شریک شود . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

سیگار میسوزد ، کم میشود ، ولی تکرار میشود !! من میسوزم . . . کم میشوم . . . ولی دیگر تکرار نمیشوم . . . !