دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

ساکت که می مانی ...می گذارند به حســـاب جواب نداشتنت!عمرا بفهمند داری جان می کنی تا حرمت هـا را نگه داری ...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

تصمیم بگیریم استادتغییرباشیم نه قربانی تقدیر،در بازی زندگی اگر عوض نشیم،تعویض میشیم...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

چقدر این جمله غمگینه " تمومه قصه بازی بود " تمومه عشق تو چشماش بفهمی صحنه سازی بود....

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

لحظه رفتنیست و خاطره ماندنی...تمام ادبیات عشق را به نگاهی میفروختم اگر خاطره رفتنی میشد و لحظه ماندنی...ا

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

هر وقت میگم دوست دارم، می­ری و پیدات نمی­شه تو اوج عشق و عاشقی، تنهام می­ذاری همیشه غم ندیدن چشات، بغضیه توی حنجره هوای ابری چشام، می­چکه روی پنجره از وقتی رفتی شهر دل، هواش همش بارونیه شادی ازم فراریه، غم تو دلم مهمونیه افتاده بین من و تو، یه دنیا راه و فاصله از غم دوری چشات، دلم شده بی­حوصله تو برنمی­گردی پیشم، انگار دلت سنگ شده کاشکی حقیقتو بگی، دلت برام تنگ نشده؟!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

تمـام حرفهایم همانهایی هستند که نـوشته نمی شوند ... همـان سه نقطه هایِ بیچاره ...! .

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

انتظار یعنی چشمان من كه پشت پنجره جا مانده است. انتظار یعنی عكس غبار گرفته ی تو از همان روز جدایی. انتظار یعنی قلم من كه هرچه می نویسد جز نام تو نیست. انتظار یعنی من . یعنی من كه تمام عمر به شوق دوباره برگشتن تو تمام ثانیه های عمرم را منتظر تو ماندم. دوستت دارم… حتی اگر قرار باشد شبی بی چراغ، در حسرت یافتنت تمام پس كوچه ها را زیر باران، قدم بزنم.

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

عاقبت این جاده هم روزی به پایان میرسد خشکی لبهای دلتنگم به باران میرسد عاقبت چشمان من تااوج باورمیرود این دل تنهای من تنهایی اش سرمیرود عاقبت دراشک من احساس معنامیشود شعرهایم باپرستوهاهم اوامیشود عاقبت درخانه ی قلبم هیاهومیشود شهرغم های دلم یک باره جادومیشود

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

باران امشب ببار امشب کلبهء احساسم غرق است از کویر امشب تمام دلم خشک است و عطش بر لبانم داغ بسته.. ببار و صحرای دلم را مثل آن روز ها آبیاری کن.. دیگر برایش شعر نمی گویم قلمم را شکست و دلم زخم خورده است.. باران امشب صدای شکستن دلم را بر آسمان ندا کن روی سکوی تنهایی هایم غربتم را صدا کن بانوی شهر قشنگ قصه ها آنچنان من را شکست که بند بند دلم از هم گسست این شعر نیست عاشقانه هم نیست.. این یک قصهء قدیمیست.. شکستن شیشهء دل است.. آسمان را بگو با صدای هولناکش بغرد باران ببار شاید مرهمی باشد بر زخم دلم کوچه های شهر من پر شده اند امشب از آه دلی به گمان که هوا امشب از هر شب„ سال سرد تراست.. مثل رهگذران بی هدف قدم میزنم تا هضم شود.. بغضی که در گلویم رسوب کرده است...! بغضم را امشب تنها آسمان دید و عابری که بی خیال از کنار واژه های خیس من گذشت..

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

از چشم یا آسمان فرقی نمی‌کند باران که بر زمین افتاد دیگر باران نیست

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

گذشت اون وقتایی که آدما همدیگرو دور می زدن..... الان دیگه از روی هم رد می شن . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

من بودم و تنهایی و یک راه بی انتها یک عالم گله و خدایی بی ادعا گم شده بودم میان دیروز و فردا تا تو را یافتم.. با تو خودم را یافتم صدایت در گوشم پیچید نگاهت در چشمانم نقش بست نشان دادی به من آنچه بودم آری، با تو رسیدم من به اوج خودم نامم را خواندی.. گفتی بارانم بارانی شد دل و چشمانم آری بارانی شدم تا ببارم اما ای کاش بدانی تویی آسمانم بی تو نه معنا دارد باران نه معنا دارد خورشید و نه رنگین کمان ای که شبیه تر از خود به منی بگو تا آخر راه با من هم قدمی

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

دَست تـوُ دَر دَست دیگـَرے ... مـَن دَر حــآل نـَوآزشِ دِلے کـﮧ سَخت گـِرفتــﮧ است اَز تـُو مُـدآم بـَر اُو تـِکـرآر مے کـُنـَم کـﮧ نَتـَرس عـَزیــزِ دِل آن دَستـهــآ کـﮧ روزی دَر دَست تـُو بـود بـﮧ هیـچ کَـس وَفـآ نـَدارَنـد.

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

عیبی ندارد،باز هم خودت را بزن به آن راه! خودت را که به آن راه می زنی... میخواهم تمام راه های دنیا خراب شود

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

باران باش تا به تو عادت نکنند ، هر وقت بیایی دوستت داشته باشند.