دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

هر شب ...به خودم قول میدهم كه فراموشـت كنم ! وقتی عکســـت را می بینم! تو را كه نه قولم را فراموش می كنم... ! سلامتی قول های ناپایدار

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

حاشیه کتابش نوشت : سرزمینی هست که پایِ رفتن‌ها تاول‌هایِ چرکین میزند ‌ می‌‌روند و می‌‌روند و می‌‌روند جاده‌ ها را هم که قطع کنید باز با خیالشان میروند نوشت : دیارِ رفتگان نیست اینجا سرزمینِ ماست … باز نوشت: تا وقتی‌ بوی عفونتِ رفتن خانه‌های ما را پر کرده این داستان دنباله دارد

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

در زندگی زخم‌هایی هست، که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می‌خورد و می‌تراشد.

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

تو به آرامی آغاز به مردن میكنی، اگر هنگامی كه با شغلت یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نكنی

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

همین روز هاست که خودم را یک جایی‌ گم کنم نه ... اینبار پشتِ دود سیگار نیست یا میانِ انبوه واژه‌های بی‌ سرانجام یا در سوگِ نیمه رفاقت‌های گاه و بیگاهی این بار در زير چند وجب خاك ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

وقتی «غزلِ» چشم‌هات با هیچ «قافیه»‌ای جوور نمی‌شود، دیگر نگو چرا «سپید» می‌نویسی‌اَم!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

روزهای بی‌ حوصلگی شب‌های کشدارِ تنهایی‌ از این شعر‌های تکراری عشق ها عاشقانه ها حتی شکست‌های تکراری

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

در کوچه پس کوچه‌هایِ کودکیِ کسی‌ که زود بزرگ شد نیمه برهنه عصیانی شورشی و با دلی‌ پر بزرگ شد کسی‌ که این روز‌ها ... عجیب خسته است

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

کاغذی سفید /نه اینبار حتی نام تو را نخواهم نوشت/مدت هاست که شعرهایم مثل جلد کهنه کتاب/ / سایه ایی محو/بی نام و نشان شده اند

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

بی آنکه به رویم آورم شَرِ خود را از سرم آرام آرام کم می کنم ما بماند و مسیرهای نرفته ... بی آنکه ذره ای از آب دریاها تکان بخورد! راستی اگر حواست در خاطرِمان گُم شد به آژانس های مسافرتی سَری بزن و به دنبال کسی بگرد که فقط یک / بلیط رفت در دست داشت

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

خسته ام از خودم خسته ام از شما روزهای بی‌ حوصلگی شب‌های کشدارِ تنهایی‌ از این شعر‌های تکراری عشق ها عاشقانه ها حتی شکست‌های تکراری از این حضور‌های مترسک وارِ پر از تردید از امتدادِ مستمر چهار فصلی که از کفِّ ما میروند بدون هیچ چ چ چ تغییر ... بدون هیچ تغییر خالی‌ شده ام خالی‌ میروم هیچ فکری در سرم نمی‌‌ماند ... نمی‌‌آید که بماند همین روز هاست که کاغذِ سفیدی به اشتراک بگذارم فقط با یک امضا یا چه میدانم یک شکلک یکی‌ از این قلب هایی‌ که همه برایِ هم میفرستند یا دستی‌ که باید تکان بخورد ولی‌ نمیخورد همین روز هاست که خودم را یک جایی‌ گم کنم نه ... اینبار پشتِ دود سیگار نیست یا میانِ انبوه واژه‌های بی‌ سرانجام یا در سوگِ نیمه رفاقت‌های گاه و بیگاهی این بار در کوچه پس کوچه‌هایِ کودکیِ کسی‌ که زود بزرگ شد نیمه برهنه عصیانی شورشی و با دلی‌ پر بزرگ شد کسی‌ که این روز‌ها ... عجیب خسته است

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

سیگارت را با او روشن کن تکلیفت را با من

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

نشسته ام…. _ کجا؟ …کنار همان چاهی که تو برایم کندی…. عمق نامردی ات را اندازه می گیرم

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

ای کاش انسانها همانقدر که ازارتفاع میترسیدند , کمی هم از پستی هراس داشتند

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

معرفتت از این سیگار هم کمتره ! تا آخرش به پام میسوزه ! (̅_̅_̅_̅(̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅_̅̅_̅()ڪے