دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

دلتنـگی عین آتش زیر خاکــــــستر است گاهی فـــــــکر میکنی تمـــــــــام شده امّـــــا یــک دفــــعه همه ات را آتــــش مـــــــــــیزند...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

امروز با یه جمله جالبی برخورد کردم :"تا زنده ای دربرابر کسی که به خودت علاقه مندش کردی ، مسئولی !! " حالا من موندم با این همه مسئولیت چیکار بکنم

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

دوباره تنها شدم، دوباره دلم هوای تو را کرده است، خودکارم را از ابر پر می کنم وبرایت از باران می نویسم. دوباره میخواهم به سوی تو بیایم. تو را در کجا می توان دید؟ در آواز شباویز های عاشق؟ در چشمان یک آهوی مضطرب؟ در شاخه های یک مرجان قرمز؟ در سلام یک دختر بچه ای که تازه نام تو را یاد گرفته است؟ دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند، برای تو نامه بنویسم. و تو نامه را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه غریبان جهان بفرستی. ای کاش می توانستم همیشه از تو بنویسم. می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفترهایم خالی بمانند و حرفهای ناگفته ام هر گز به دنیا نیایند. می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه سرود قلبم را نشنود. می ترسم نتوانم بنویسم و آخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد وتازه ترین شعرم به تو هدیه نشود . دوباره شب، دوباره طپش این دل بی قرارم. دوباره شب، دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ابرهای عالم پر نمی شود. دوباره شب، دوباره یاد تو که این دل بی قرار را بیدار نگه داشته است. دوباره شب، دوباره تنهایی، دوباره سکوت،

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

گاهی وقت ها سکوت.. همان دروغ است..! فقط... شیک تر! مؤدبانه تر! و با مسئولیت کمتر

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

هرگاه شادم یاد تو غمگینم می کند. هرگاه غمگینم یاد تو شادم می کند. پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند حکایت دلتنگی دارد

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

چــِــه پُــر جُــرأت و مَغـــرور مـــی شَــوَد در بَــــرابَـــرِت کَـــســی کــه مـــی فـَـــهمــَـــد.... از تـــَـهِ دِل دُوســتـــَـــش داری. . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

گـاهــے آنچنان مـُـزخرَف میشَـوم که براــے دیگــَران قابـل درکـــ نیستـَم! حَتـــے عزیــزترین کــَسَم را از خودَم میرانــَم! اَما . . . دَر دِلم آن لَحظــه آرزو میکنــَم تا بگویــَد: میدانم دَستــ خودَتــ نیستــ! درکــتــ میکـُنــَم

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

تَــنــهــآ چــیــزیــ کِــهـ مَــرآ آرآمــ مــیــکُــنَــد سِـیـگـآریـسـتـ کِـهـ طَـعـمـِ تَـلـخِـشـ طَـعـمِـ نَـبـودَنـِشـ رآ بِـهـ لَـبـآنَـمـ مـیـچـِشـآنـَد تَــنــهــآ طَـعـمـیـ کِـهـ بِـهـ لَـبـآنـ بـیـ اویمــ مـیـنِـشـیـنَـد طَـعـمـِ بـوسِهـ هـآیـ اوسـتـ . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

از همــآن روز اول که آمدی بــوی رفــتن میدادی.... نگــو نه کــه دسته ی چمــدانت را محکــم تر از دست من گــرفته بودی

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

امشــــــب خیالم پرسه میزند در اسمان سیاه چشمانت بو میــــــــکشم این سیاه بی کـــــــران را بوی تنهایی نمیدهد . همــــــــــین بس است .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

بالشت خودم را ترجیح میدهم شانه هایت مانند بالشت مسافر خانه است خوب میدانم سر های زیادی را تکیه گاه است

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

یه زمانی میرسه که خاطره های خوب هم آدمو دیوونه میکنن …

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

دلتنگ یعنی تو پیشم نمیمونی اما نمیدونی هر لحظه اینجایی

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل

همیشه سیگار لازم نیست ! گاهی از سردی ِ یک نگاه هم میتوان دود شد و آتش گرفت . . . ! باور کن

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

بلند ترین شاخه درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم تنهائیست . . . .