سروش(نگهبان خاندان)
روزها پــر و خـــالی می شـوند مثل فنجــان های چای در کافه های بعدازظهـــر امــا... هیچ اتفــاق خاصـی نمی افتد این که مثلا تـــو ناگهــان... در آن سـوی میـــز نشسته باشـی!
سروش(نگهبان خاندان)
بــرایم سیـــگاری آتش بزن میــان لب هایم بگــذار و دور شـــو... پر از باروتــم!
سروش(نگهبان خاندان)
یه وقتايي لازم نيست حرفي زده شه بين دو نفر ... همين که دستِت رو آروم بگيره ... يه فشار کوچيک بده ... اين يعني من هستم تا آخرش ... همين کافيه....
سروش(نگهبان خاندان)
آه می بینم می بینم تو به اندازه تنهائی من خوشبختی من به اندازه زیبایی تو غمگینم چه امید عبثی من چه دارم که تو را در خور؟ هیچ من چه دارم که سزاوار تو؟ هیچ تو همه هستی من، هستی من تو همه زندگی من هستی تو چه داری؟ همه چیز تو چه کم داری؟ هیچ ......
سروش(نگهبان خاندان)
و لحظه لحظه هاي من سرشار از نگفته هاست! هيچ نمي گويم اما ؛ ببين كه لبريز شدم٠٠٠
سروش(نگهبان خاندان)
نزن! نکوب! که گردی به پا نمی خیزد/ چقدر خوب که گردی به پا نمی خیزد٠٠!/ به بغض های گلویم بگو فرو بروند/از این غروب که گردی به پا نمی خیزد/خودت تلاش بکن که خدای من باشی نازنين"٠٠/ ز سنگ و چوب که گردی به پا نمی خیزد/گناه کن که بسوزم! که غرق تر بشوم؛/ "لمن یتوب" که گردی به پا نمی خیزد!/شمال چشم جهان را بچسب زیباتر/از این جنوب که گردی به پا نمی خیزد٠٠٠
سروش(نگهبان خاندان)
بـــالای قـــــبر خــود نـــشسته ام و زار مــی زنــم. . . چـــرا هـــر روز مـــرا مــی کُــــشید ؟ ولـــی خـــاکـــم نمـــی کـــنید؟. . .
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
همه جای دنیا تبعید میكنن ، اینجا ممنوع الخروج...... خودشونم میدونن اینجا كجاست..!!!!
سروش(نگهبان خاندان)
یک شبی مجنون نمازش راشکست/بی وضودرکوچه ی لیلانشست/عشق آن شب مست مستش کرده بود/فارق ازجام الستش کرده بود/گفت:یارب ازچه خارم کرده ای؟/برطناب عشق دارم کرده ای/خسته ام زین عشق دل خونم نکن/منکه مجنونم،تومجنونم نکن/مرداین بازیچه دیگرنیستم/این تو لیلای تومن نیستم/گفت ای دیونه لیلایت منم/در رگ پیداوپنهانت منم/سالهاباجورلیلی ساختی/من درکنارت بودم ونشناختی
سروش(نگهبان خاندان)
یه لحظـه گـوش کـن خـــدا ! جـدی میگــم نه بچـه بـازیِ نـه ادا و اطــوار ، ایــنورِ دنــیا حــالِ خــیلیـا اصـلا خـوب نیـست ! یـه دسـتی بـه زندگیـشون بکـش لطــفا !
سروش(نگهبان خاندان)
خــــنـــــــــــــــــــــده هایم ،،، شـــــــکلاتی شـــــــــــده اند! زیــــــادی خـــــالـــــــــــص ... تـــــــــــــــلخ ِ تـــــــــــــــلخ ...
سروش(نگهبان خاندان)
کوتاه ترین قصه ی دنیا : رفت … !