✔ عـلـ[بابا]ــی
به سلامتی اونایی که ... درد دل همه رو گوش میدن ... اما معلوم نیست خودشون کجا درد دل میکنن ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
صدای پای کسی ،سکوت مرتعش شهر را نمی شکند ... به هیچ کوی و گذر ،صدای خنده مستانه ای نمی پیچد ... کجا رها کنم این بار غم ... که بر دوش است ؟ ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد دیگری نشسته پشت این نگاه شاد ... مرد دیگری که پشت این نقاب خنده ،هر زمان به هر بهانه ... با تمام قلب خود گریسته ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
واي گل سرخ سفيدم کي مي آيي ... بنفشه برگ بيدم کي مي آيي ... تو گفتي گل در آيد من مي آيم ... واي گل عالم تموم شد کي مي يايي ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
آخرین قسمت "تام و جری" ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
و ماه شب را از روی شهر می تاراند ... وبه روی خوب تو می نوشم ... ای شکفته به مهر ،چون روزنی به رهایی همیشه روشن باش ... سیاهکاران را هان ای سپید سار بلند ... چون تیغ صبح به هر جا ... همیشه دشمن باش ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
آیا میدانستید که شیشه در "ظاهر" جامد به نظر میرسد ... ولی در واقع مایعی است که بسیار کند حرکت میکند ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
آیا میدانستید که اگر عروسک باربی را زنده تصور کنید ،سایزش 33-23-39 و قدش 2 متر و 15 سانتیمتر خواهد بود با گردنی 2 برابر بلندتر از یک انسان نرمال ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
شيره را از حبه انگور سرقت مي كنند ... ! شعري طنز از زنده ياد "عمران صلاحی" ( كه بي ربط به اوضاع امروز هم نيست ) شاعر و طنز پرداز كه اين روزها يادآور وداع تلخش با دنياست . روحش همواره خندان باد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
واقعیت هایی درباره خواب دیدن : خواب یکی از رمزآلودترین تجارب بشر در طول زندگیاش است. در ادامه حقایقی که شاید خیلیها در مورد خواب ندانند آورده شده است. خوابها مىتوانند جالب، هیجانانگیز، وحشتناک و یا صرفاً عجیب و غریب و غیرعادى باشند. در اینجا با ١٠ واقعیت درباره خواب که توسط پژوهشگران کشف شده است آشنا مىشویم ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است ... !
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 29 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن