✔ عـلـ[بابا]ــی
عشق را میتوان بدون کلمه بیان کرد ... و چه سر پرحرفی دارد فریب ... که میخواهد آسمان را به ریسمان ببافد تا از عشق سخن بگوید ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
خبر بارداری بیانسه رکورد توییتر را شکست ! در هر ثانیه 8868 بار توییت شد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
با دلِ خونین، لبِ خندان بیاور همچو جام ... نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
حکایتی از فیه مافیه : حق تعالی میفرماید که ای بندهی من، حاجت تو را در حالت دعا و ناله زود برآوردمی، اما در اجابت جهت آن تاخیر میافتد تا بسیار بنالی که آواز و نالهی تو مرا خوش میآید. مثلن دو گدا بر در شخصی آمدند؛ یکی مطلوب و محبوب است و آن دیگر عظیم مبغوض است. خداوند خانه گوید به غلام که زود، بیتاخیر، به آن مبغوض پاره نان بده تا از در ما زود آواره شود؛ و آن دیگر را که محبوب است وعده دهد که هنوز نان نپختهاند،صبر کن تا نان برسد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
با درد بساز، چون دواي تو منم / در كس منگر كه آشناي تو منم /گر كشته شدي، مگو كه من كشته شدم / شكرانه بده كه خونبهای تو منم ... ! مولوی (دیوان شمس)
✔ عـلـ[بابا]ــی
امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی ، سایه از سر من تا سپیده مگیر ... ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم ، وقت دیدن او ، راه دیده مگیر ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
نفت که نیامد به یاری نان بر سر سفره ها ... در عوض یارانه به آتش کشید هم نان وٌ هم سفره را ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
مضحکتر آنکه خسته شدن را، ما مردمان به نقد نشستیم ... مایی که بار خاطر خلقیم- ما شاعران خسته کننده ... ! (مهدی عابدی)
✔ عـلـ[بابا]ــی
طبق آخرین یافته موسسه پزشکی آمریکا نوع سرطان جدید پوستی کشف شده است که عامل محرک و ایجاد کننده آن توسط اکسید نیترو سیلور ایجاد می شود هنگامیکه کارتهای شارژ تلفن همراه را خریداری میکنید، قسمتی را که باید با ناخن بخراشید محتوی این ماده بوده که سرطان زا اعلام شده است لطفا خراشیدن را با پوست انگشتان یا ناخن انجام ندهید ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
هی فلانی ! زندگی شاید همین باشد ؟ یک فریب ساده و کوچک . آن هم از دست ِ عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جز با او نمی خواهی . من گمانم زندگی باید همین باشد ... ! ( اخوان ثالث )
✔ عـلـ[بابا]ــی
گفته بودی فردا ، پشت این پنجره ها ، غنچه ای می روید ، و کسی می آید ، روشنی می آرد ... دیرگاهیست که من ، پشت این پنجره ها منتظرم ، ولی اینجا حتی ، رد پایی هم نیست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
پیرزنی را گفتند به یمن صد سالگیت تورا به مکه فرستیم یا شوهرت دهیم؟ ... بگفت: ننه مکه که فرار نمیکنه ... !
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 21 روز و 19 ساعت و 41 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن