دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نه‌ اهل‌ِ روزگارم‌ ، نه‌ همنشین‌ِ سایه‌ !
بزن‌ به‌ سیم‌ِ آواز ، تا آخرِ گلایه‌ !
رو سرزمین‌ِ بی‌سَر ، یه‌ سروِ سربلندم‌ !
به‌ شاخ‌ و برگ‌ِ سبزِ خودم‌ دخیل‌ می‌بندم‌ !

جزئیات گروه

شناسه 864
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 157 پست
عضو 87 کاربر
طرفدار 10 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 434
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 322
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 284

کاربران گروه

(86 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

یغما گلرویی
شناسه‌: 864 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
1370807203_yaghma.golrouee_mano.to.o.mardom.jpg آناهیتا

لبخندت تفسیرِ شعرای مولاناست... دانلود با صدای یغما گلرویی

Mr.SileNce
Mr.SileNce

تصور کن جهانی رو که توش زندان یه افسانه اس ...

اميررضا
اميررضا

درِ قفس‌ رُ وا نکن‌ ! ما همه‌ حبس‌ نفسیم‌ ! اینجا نگهبان‌ نمی‌خواد ، ما هر کدوم‌ یک‌ قفسیم‌ ! درِ قفس‌ رُ وا نکن‌ ! ما همه‌ حبسی‌ تنیم‌ ! درست‌ مثه‌ عقربه‌ها ، لحظه‌ها رُ رَج‌ می‌زنیم‌ ! تو تِک‌ تِک‌ ثانیه‌ها ، ضربه‌ی‌ تازیانه‌هاس‌ ! تو جمعه‌ بازارِ سکوت‌ ، حراج‌ ممتدِ خداس‌ !....

F a r z a m
644097_444652255586626_1256618675_n.jpg F a r z a m

«حافظ هم اگر سانسور کند اشتباه کرده» گفتگوی «یغما گلرویی» با روزنامه «تماشا» سه شنبه ، 4 مهر 1391

اميررضا
اميررضا

سلام خانم رنگين كمان.... فردا تمام‌ مدارس‌ دنیا تعطیلند...

آناهیتا
68737_442018652516653_1969083641_n.jpg آناهیتا

«نشانی: کوچه‌ی نسترن» به پرویز پرستویی ................این حرفِ یه سربازه، از غربتِ یه سنگر یه نامه‌ی خون‌آلود، از جبهه‌ی خاکستر

اميررضا
اميررضا

سري ششم سلام خانم رنگين كمان.... عشق‌، نردبامی‌ دو لتّه‌یی‌ست‌...

آناهیتا
253850_432580103460508_1235596398_n.jpg آناهیتا

رو شناس‌نامه‌ی‌ جنگل‌ مُهرِ باطلِ تگرگه‌ اين‌ ترانه‌ خوندنی نيست‌، اين‌ گزارشِ يه‌ مرگه‌...

آناهیتا
آناهیتا

هی‌ چپ‌ و راست‌ می‌دی‌ كنسرت‌... خوش‌ به‌ حالت‌! ای‌ آواز‌خون‌! عكست‌ چاپ‌ شده‌ رو اينسرت‌... خوش‌ به‌ حالت‌! ای آواز‌خون‌!

اميررضا
اميررضا

سري چهارم سلام خانم رنگين كمان ...... کتابخانه‌ی‌ موهای‌ سپیدِ مادرم‌... ... مدرسه‌ها دوباره‌ باز شده‌اَند! خانم‌ رنگین‌کمان‌! وقتی‌ هنگام‌ ظهر دختربچه‌های‌ کلاس‌ اوّلی‌ را می‌بینم‌ که‌ در ضل‌ آفتاب‌ با مقنعه‌های‌ سفید به‌ خانه‌ برمی‌گردند، دل‌تنگ‌می‌شوم‌! از مدرسه‌ خاطره‌ی‌ خوشی‌ ندارم‌! مدرسه‌ برایم‌ شکنجه‌خانه‌ بود! به‌ صف‌ شُدن‌، از جلو نظام‌، خبردار ایستادن‌ با مُشتی‌گره‌ مرگ‌ بر را حواله‌ی‌ این‌ آن‌ کردن‌! گرفتار یک‌ ناظم‌ هیستریک‌ بودن‌! ناظمی‌ که‌ با کلاف‌های‌ بافته‌ از سیم‌ تلفن‌ بچّه‌ها رامی‌زد!

آناهیتا
آناهیتا

بـنده‌ با دست‌بند و چشم‌بند و پابند مرا به بند می‌برند. پیش می‌روم و می‌دانم‌ در بند هم‌ !

اميررضا
اميررضا

گفتم بمان! نماند ... اما به نیامدن همیشه ی نگاهت قسم ..... تمام خطوط این خنده های خواب آلود .....با رگبار گریه های شبانه ..... از رخساره ی خسته و خیسم پاک می شوند.......

آناهیتا
peykanabad.jpg آناهیتا

یه پیکان قراضه کنارِ اتوبان داره خواب می بینه، یه پیکانِ بی چرخ که بازم تو رؤیاش پُر از سرنشینه...

اميررضا
اميررضا

خالی‌ام‌ ! خالی‌ از آواز ، خالی‌ از جرأت‌ پرواز .... ای‌ غزل‌ترین‌ ترانه‌ ! من‌ از اَزَل‌ بیاغاز....

آناهیتا
564363_388314307901740_685214695_n.jpg آناهیتا

بگین وحشی ترین حیوون کدومه؟ جواب ِ این سوال ُ کی می دونه؟ بگین گـُرگه؟ یا شیر ِ؟ یا پلنگه؟ یا ببری که حریص بوی خون؟

Mr.SileNce
Mr.SileNce

تو زمانی که وزن هستی مون ، مثل وزن سکوت سنگینه . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.