دلم گرفــــت ای همنفس , پَرَم شکــــست تو این قفس / تو این غبار , تو این #سکوت / چه بیصدا ـــــا , نفس نفس ! [لینک] --/ #سامُ-نرگس ؛ یادش بخیر ؛ یه بار نشد ما اینُ بیبینیم ُ گریه نکنیم .
#خاطرات-دبیرستان : بعد از زنگِ #نماز امتحان فارسی داشتیم درست وقتی ک زنگ خورد بچه ها طبق ِ یک عملیات قهرمانانه دور معلم رو شلوغ کردن و یکی یدونه از برگه سوالات امتحان رو قاپیدن.یـــَـــــک حالی داد ک نگو بعد رفتیم سریع خوندیمشون و بالاخره وقتِ امتحان فرا رسیدخلاصه وقتی معلم برگه سوالات رو پخش کرد شکلک همه اینطوری:::>>. فقط ی سوال سخت بود خلاصه همه بالای 19 شدنمعلممون شاخ در آورد با خنده گفت نمیدونم چیشد همه نمره بالا شدین ولی بالاخره بعد از یکی دوماه بهش گفتیم
بچه که بودم وقتی میرفتم روستا یکی از سرگرمیام این بود که چند تا ادامسو بعد کلی جویدن میذاشتم لای برگ انگور بعد میدادم گوسفندا میخوردندیدنی میشد قیافشون