یا اینکه اول ابتدایی جامدادی دوستم افتاد رو زمین ، گفت از عمدا" انداختیش ؟ منم نمیدونستم معنی عمدا" چی میشه گفتم آره هنوز با اون دوستم ، دوستم / #ســآنـــآز
يادش بخير. 26مرداد سال 68.حدود 5سالم بود.همراه عمو بزرگم اينا رفتيم مشهد.دقيقا مثل امروز مشهد بوديم.تو حرم امام را كه بوديم همه به خاطر آزادي ازادگان كلي خوشحال بودند
عاشق بودن ؛ به قیمت جون همدیگه رو میخواستن ؛ دختره بیشتر نگران بود ؛ میخواس یه چیزی باشه که اونُ پابند کنه ؛ آشفته و پریشون بود ؛ میترسید بگه ؛ تو خودش بود و حرفی نمیزد ؛ هربار میدیدش نفسشُ تو سینه حبس میکرد تا بگه ، اما نمیتونست ؛ بالاخره یه روز دلُ زد به دریا و گفت / بیا یه شب همخواب ِ هم باشیم ، اینجوری دیگه هیچی نمیتونه از هم جدامون کنه ؛ #یه-آه-بلند / اون یه کُرد بود ؛ هرچقدم که عاشق بود نمیتونس همچین کاری کنه ؛ وقتی این حرفُ شنید انگار فرو ریخت ، دهنش باز مونده بودُ مات نگاهش میکرد ، بی خدافظی ازش جدا شدُ رفت ؛ رفت که رفت / تا 4 روز بعد کارش شده بود تو خیابونا قدم زدن و اشک ریختن ؛ شبُ روز ، عاشق بود اما نمیتونس ، #آه ، بالاخره ؛ قبول کرد / باشه اما بدون با این کار داری جونمُ میگیری / باشه ؛ اما اینجوری دیگه هیشکی نمیتونه جدامون کنه / شبِ موعود فرا رسید / کلافه ؛ دل آشوب ، عرقای سرد ِ رو پیشونی / #چندی-بعد / شهید شد طالب همخوابی و پسرک رو با دنیایی از عشق ُ کلافگی ُ نفرت از خودش تنها گذاشت ! #به-همین-سادگی . . .
@شــمــیــــــم اون اواخر دوره ی من تو دانشگاه یکی از بچه های جدید صنایع اومد سراغ من که چجوری میتونیم انجمن تشکیل بدیم و اینا... یه چند باری اومد پیش من و من بهش گفتم باس چه کارایی بکنه... بعد از چند روز یکی از همکلاسی هام اومد سراغ من که آمار همون خانومه رو بگیره... من چه ضایعی کردم بی چاره رو واسه این گفتم که اسم اون خانومم شمیم بود یاد اون افتادم
ای کاش همه بچه ها بودن مثل "ای کیو سان "هری پاتر " تِسُکه و کایکو"واکی بایاشی " پدر پسر شجاع"کارآگاه کجد"آنه" تارو میساکی"لوسیمی"آنت""پینوکیو"هايدي""كاشيرو"حنا"برادران دالتون"زی زی گولو آسی پاسی دراکوتا تا به تا