سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
حالاکه می خواهی بروی "لطفا"تندترقدم هایت رابردار.... دلم را فرستاده ام دنبال "نخودسیاه"
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد و رمز جدول چنین بود:دوستم بدار
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
ب کدامین جرم حکم صبر برای من صادرشد؟!جرم من عشق بود؟!
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
باز هم بلند شو....ایستادن کسی که زمینش زده اند از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند، زیباتر است....
سروش(نگهبان خاندان)
تیک تاک ساعت و این لحظه های لعنتی/ این غم سنگین و مبهم در فضای لعنتی٠٠/دارد از یاد دلم آن خاطراتت می رود/در مسیر پنجه ی یک انزوای لعنتی/سنگ بر پای دلم کوبیدی اما می دوید/لنگ لنگان سوی تو با این دو پای لعنتی/در سکوتی محض و غمگین می نشینم ناگهان٠٠/می زند سیلی به گوشم یک صدای لعنتی!/خرد می شد استخوانم زیر سنگینی عشق٠٠/زیر سنگینی این آب و هوای لعنتی/فکر کردم بعد تو دنیا به پایان می رسد!/ ای به گورت خنده هایم -بی وفای لعنتی٠٠٠
سروش(نگهبان خاندان)
چشمان تو كه از هيجان گريه مي كنند/در من هزار چشم نهان گريه مي كنند٠٠/این شعرها که سر به هوا گریه می کنند/چندیست چشمهای تو را گریه م کنند/چیزی نپرس از آنچه گذشته است بر سرم٠٠/در من هنوز پنجره ها گریه می کنند!!!/من فكر مي كنم همه ی خوابهاي من/با ياد چشمهاي شما گريه مي كنند/عاشقترم زهر چه مرا رشك مي برد/شاعرتري ز هر چه تو را گريه مي كنند/وقتي تو نيستي همه كوچه هاي شهر/يا ضجه مي زنند و يا گريه مي كنند/رفتي و جمعه هاي از اين پس بدون تو٠٠/اين پسر غزل زده را گريه مي كنند/حرفي نمانده است بغير از ... مرا ببخش/از اينكه درتو پنجره ها گريه ميكنند٠٠٠
سروش(نگهبان خاندان)
در خانهای که بوی تو افتاده از قلم/ مثل گذشتهها به خودم سر نمیزنم/ «مثل گذشتهها»! تو گذشتی و «هیچکس»٠٠/در حول و حوش من همه شب میزند قدم/من با «تو نیستی» چقَدر زندگی کنم٠٠/در این دقیقههای تلنبار روی هم/زل میزنم به عقربهها آن «کدام وقت»/روی کدام ثانیه پس میخورد رقم/او در کجای این چه زمان راه میرود؟/من در کجای این چه زمان ایستادهام؟/«هرگز نیامدی» که از اینجا نمیرود/ماندم که «شاید آمدنت» بود بیشوکم٠٠٠
سروش(نگهبان خاندان)
شـــما لايــــــك هم نــزنـــى بــازم عـــزيــزى . . . . .... . . . . . ستاد شرمنده سازى اعضا
سروش(نگهبان خاندان)
مرا درگیر چشمت کن، مرا درگیر ابرویت/زمینگیرم بکن با آن سیاهی لشکر مویت/مرا درگیر عشقت کن ، چنانکه مولوی را شمس/سماعم را دوچندان کن به آهنگ النگویت٠٠/من آن زنبور مایوسم، دهانم خالی از شهد است/و ماندم با چه رویی بوسه خواهم زد به کندویت/برایم با تو بودن لذتی دیگر نخواهد داشت/جز اینکه لحظه ای می ایستم پهلو به پهلویت٠٠/دلیل موشکافی های صائب، بافه ی موهات/دلیل نکته سنجی های بیدل، خال هندویت/بپوشان چهره ات را از نگاه شاعران شهر/نمی خواهم بپیچد در تغزل ها هیاهویت٠٠٠
سروش(نگهبان خاندان)
امشب ز چیست حال پریشانم ؟/ این غربت غریبهء در جانم ...؟!/یک بغض کهنه می شکند امشب/در التهاب ساحل چشمانم/با این دل شکسته مدارا کن/این یک شبی که پیش تو مهمانم/هرگز جواب پرسش من این نیست/چیزی که از نگاه تو می خوانم/من می روم در آن سر رویاهام/در انتظار چشم تو می مانم/چندی دل شکسته تحمل کن/چیزی نمانده تا خط پایانم٠٠٠
سروش(نگهبان خاندان)
غرور چيز قشنگي نبود بعد از تو/نفس نفس زدنم را چه سود بعد از تو/تو رفته اي و شده روزگار من حالا/عذاب آخر قوم ثمود بعد از تو٠٠/ جنازهاي كه حضور تو شاعرش ميكرد/چه شعرهاي قشنگي سرود بعد از تو/تو بودي و همه دنيا حسود من بودند/شدم حسودِ حسودِ حسود بعد از تو٠٠/پريدهاي به رسيدن، به عشق بعد از من/خزيدهام به تعفن، به دود بعد از تو/شكست آنچه كه بي تو شكستني تر بود/غرور چيز قشنگي نبود بعد از تو٠٠٠!!
سروش(نگهبان خاندان)
, شب از نو ... من گریه می کنم ، تو دلت باز می شود !/لبخند زیرکانه ات آغاز می شود٠٠/ روباه ابروان تو دم می دهد تکان/طاووس چشم های تو طناز می شود/پر می زند کلاغ خیالم به شانه ات/صحبت که از پرنده و پرواز می شود/آهوی قصه های مرا می کند نشان/گرگی که با نگاه تو دمساز می شود/پاییز خاطرات مرا باد می برد/چشمان خیس شعر پر از راز می شود/روز از نو روزی ام غزلی در هوای تو/بغضی که در گلوی من آواز می شود٠٠٠