دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

یک لحظه زندگی تو از دست می رود/ وقتی کسی که هستی تو هست، می رود٠٠/شاید که اندکی بنشیند کنار تو٠٠/اما کسی که بار ِ سفر بست می رود/آنکس که دل بریده ، تو پا هم ببرّی اش/ چون طفلی از کنار تو با دست می رود/رفتن همیشه راه ِ رسیدن نبوده است/گاهی مسیر جاده به بن بست مي رود٠٠٠

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

هـرگز تـو هـم مــانـنــد مـــن آزار دیــدی؟/یــار خــودت را از خــودت بــیــزار دیــدی؟/آیــا تـو هـم هر پــرده ای را تا گشودی/از چــار چــوب پـنـجـــره دیـــــوار دیــدی؟/نـام کـسی را در قـنـوتت گـــریـه کـردی؟/از «آتـنـا» گـفـتن «عــذابَ النـّار» دیدی؟٠٠/در پـشـت دیـوار ِحیاطی شعـر خوانـدی؟/دل کـنـدن از یــک خــانه را دشـوار دیدی؟/آیا تو هم با چشم ِ بـاز و خیس ِ از اشک/خواب کسی را روز و شب بـیـدار دیدی؟/رفتی مطب بی نسخه برگردی به خانه؟٠٠/بیـمار بـودی مثل ِمن ؟ ، بیمار دیــدی؟؟/حقـا که بـا مـن فــرق داری ــ لا اقـل تـو/ او را که می خواهی خودت یک بـار دیدی٠٠٠

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

من ندانم كه كي ام و ندانم كه جه ام /من فقط مي دانم كه تويي معبود شبهاي تنهايي ام!!!!!!!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

""حرف ازكي وازچگونه و چند زدي/من را به غمي دوباره پيوند زدي/اي احمق دست وپاچلفتي اي عشق/يك عمر، ميان دل من گند زدي . ./!!!!!!!!!!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

؛؛؛؛)))))ازعمر بسي رفت كه ما هيچ نديديم/افسوس . . . كه اين راه به بيهوده بريديم / داديم جواني وگرفتيم غم ودرد/ اين بود متاعي كه چنين نقد خريديم!!!!؛؛؛!!!!!!!؛؛؛!!!!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

زيباترين عكس ها در تاريكترين اتاقها ظاهر مي شوند، بس هر زمان به قسمت تاريك زندكيتان رسيديد،مطمئن باشيد خداوند مي خواهد يك تصوير زيبا از شما ظاهر كند،،!!!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

"كاش مي شد با شقايق ها كريستكاش مي شد بار ديكر باز زيست"كاش مي شد،كاش مي شد!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

گفتی به نبرد تن به تن می ارزد/ روحت که جدا شد از بدن می ارزد/ حالا تو بگو خدا وکیلی این عشق٠٠/به این همه دست و پا زدن می ارزد؟!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

اي بي تو زمانه سرد و سنگين درمن/اي حسرت روزهاي شيرين درمن / بي مهري انسان معاصردرتوست/ تنهايي انسان نخستين درمن٠٠٠!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

با تور دلم زود تو را می گیرم / از خاطره ی رود تو را می گیرم/ ای ماهی آبهای روشن ای عشق! / از آب گل آلود تو را می گیرم٠٠٠

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

همه چیز را بلد شده ام/ خیابانها, کوچه ها.../حتی رنگهای چراغ قرمز را/ اما ،هنوز هم گم میشوم/ آدم ها را بلد نیستم...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

" ديگراشك ها هم شبيه تو شده اند ، هرقدركه گريه مي كنم نمي آيند . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

من و تو دور شدیم اینقدَر چرا از هم‌؟/غریبه باهم‌، دشمن به هم‌، جدا از هم‌٠٠/اگر به هم نرسیدیم بی‌خیال شدیم‌/ولی جدا که نکردیم راه را از هم‌/که برنگردی و دیگر نگاه هم نکنی‌٠٠/بپاشی اول بازی زمینه را از هم‌!/تمام اینهمه مثل کلاف سردرگم‌/ولی به سادگی قهر بچه‌ها از هم‌/تو هم شکسته‌ای و مثل من پر از زخمی‌٠٠/چه شد، من و تو به هم خورده‌ایم یا از هم‌...؟/اگر قبول نداری نگاه کن به عقب‌/جدا شده جایی ردّ پای ما از هم‌٠٠! /چقدر فاصله داریم ما دو تا با هم‌/چقدر فاصله داریم ما دو تا از هم٠٠٠

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

دلم گرفته از این واژه های رنگارنگ/همین عبور مکرر، صدای خسته ی سنگ٠٠/طلوع یک هوس سرد روی پیشانی/ زمختی نفس مردک خیابانی/ دلم عجیب گرفته، صدای چلچله کو؟/صدای هُرم نفس های خط فاصله کو٠٠؟/ غروب سرد همین روزهای پاییزی/به دست و پنجه ی ابری سیاه گلاویزی/دلم بهانه گرفته برای نازِ صدات/ فتاده در دل تنگم دوباره حال و هوات٠٠/کنار حافظ و عکس تو و دو فنجان چای/منم و جاده و پاهای خسته تا تو بیای!/منم و ماه و شبی که ترانه می گرید/همین بغل هوسی بی بهانه می گرید/نگاه جاده به راهی که باز گردی تو٠٠/به لحظه ای که پر از آه و سوز و دردی تو!/شروع این غزل اینجا برای چشمانت/تمام هستیِ من خاک پای چشمانت٠٠٠

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

خبر رسید که دیگر مرا نمی خواهی/ببین چگونه بهم ریخت کوه را کاهی٠٠/درست مثل درختان بید می لرزم/درست مثل نفسهای باد در راهی/برای تو که زلیخای قصه ام شده اي/ من مثل یوسف زیبای در ته چاهی٠٠!/ پر است چشم من از شیشه های دلتنگی/پر است دست تو از سنگهای خودخواهی!/برای این دل خو کرده با نبودت بس/ همینکه از تو خبر می رسد به من گاهی٠٠٠