سروش(نگهبان خاندان)
همین که فهمید غـــــــــــم دارم آتش گرفت . . .
به خودت نگیر رفیق !!!!!
سیـــــــــــــ ــگارم را گفتم ...!!
سروش(نگهبان خاندان)
شجاعت مـے خواهد وفادار احساسـے باشـے کــ ِ میدانـے شکست مـے دهد روزے نفس ـهاے دلت را...
سروش(نگهبان خاندان)
من از انسان بودن انسانها می ترسم که چنین راحت انسانیت را به لجن کشیده اند
سروش(نگهبان خاندان)
دلــ ـــ ــم مــ ــــی خـواهـــ ــ ـد بــخوابــ ـــ ـم ، مثـ ــــ ـل مـاهـ ـــ ــی قـ ـــ ـرمــ ــ ـز کـ ـــ ـوچک حـوضمـ ـــ ــان ، کـ ـــ ــه چنـ ــ ــد روزیستــ ــــ ــــ روی آبــ ــــ ــــ خـوابیـ ـــ ــده استـ ـــ ــــــ...
سروش(نگهبان خاندان)
مَـــن،سَرطــان دارم! سَرطان، دَرد دارد! بــابـا،پــــول ندارد! اما میـــــــــــــــــــــــــــــــــگن خُــدا، بُـــزرگ است!
سروش(نگهبان خاندان)
خدا لعنت کند بر واژه ها حتی خداحافظ ! که یعنی آتشی افتاده در من با خداحافظ ! سکوت افتاده مثل رعشه ای بر استخوانهایم شبیه موج سرد ساحل دریا خداحافظ
سروش(نگهبان خاندان)
توخودگفتی که اینجا نمی ایی متنهایم را نمیخوانی... حرف نگفته بسیار دارم انگارلبریزم... ازعشق ازعاشقی... ازهمه ی ان حرفهایی که جرات گفتش به خودت راندارم... ازبی توماندنها خسته ام مرا توان دوری تورا نیست... نه نه انگار لبریز تو شده ام... می ایی حرف میزنی ...عاشق تر که میشوم میروی کاش میدانستی ...کاش... راستی زمین چه بخیل است... جانمیدهد مرا در خود... ارام نمیگیرم نه اینجا نه انجا... تو بگو کی وکجا قرار میابم؟ فقط میخواهم ارام سربرشانه ات کمی بخوابم...
سروش(نگهبان خاندان)
با اینکه تو از من دل بریدی زود رفتی و اشکامو ندیدی با اینکه هیچ وقت درکم نکردی هیچ موقع از دردم کم نکردی اما برام سخته این جدایی دل تنگتم این روزا کجایی نمی دونی همه کس منی تو نفس منی برگرد کنارم بیا و حرف دلتو بزن اما نگو به من دوست ندارم به خدا بی تو اینجا دیوونه میشم دیگه برگرد بیا بمون پیشم شاید منم بی تقصیر نبودم توی قهر تو بی تاثیر نبودم غیر از خودت هیشکی رو نداشتم شاید یکم واست کم گذاشتم اما هنوز عشقت رو به رومه بی عشق تو کار من تمومه نمی دونی همه کس منی تو نفس منی برگرد کنارم بیا و حرف دلتو بزن اما نگو به من دوست ندارم به خدا بی تو اینجا دیوونه میشم دیگه برگردی و بمون پیش
سروش(نگهبان خاندان)
قیمت دل شکستن؟؟؟ هنوزدارم میگردم دنبال پاسخم... برای چراهایی که جوابش را ندادی اری چرا؟؟؟ به کدامین گناه؟؟؟ به کدامین قیمت؟؟؟ کاش میگفتی قیمت این همه دل شکستن را... شاید معامله میکردیم ودگرنیاز نبود... دلی را بشکنی که تورا به قیمت جانش می پرستید...
سروش(نگهبان خاندان)
من تمـــــام شــــــــعرهایم را در وصــــــــف نیامدنت ســـــــــــــروده ام ! و اگر یــــــــــک روز ناگهـــــــــــان ناباورنه ســــــــر برسی دســـــــــت خالی ,حیرت زده از شاعر بودن استعفا خواهم داد! نقــــــاش میشوم تا ابدیت نقش پرواز را بر میله های تمام قفس های دنیـــــــا خواهـــــــم کشید...