✔ عـلـ[بابا]ــی
Tecopa, Mojave Desert by Angel Di Bilio
✔ عـلـ[بابا]ــی
ملودرام مسخره ای بود زندگیمان ... این را تمام منتقدان ابراز کرده اند ... داستان تکراری ،سکانس های اشتباه ،و پایان آبکی ... ! لبته خیلی هم مهم نیست ،فقط خسته شدیم همین ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت / گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست / نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل / هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست / ... ! [ه.ا.سایه]
✔ عـلـ[بابا]ــی
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت / که محب صادق آنست که پاکباز باشد / به کرشمهی عنایت نگهی به سوی ما کن / که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد / ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن / چون دل به یکی دادی، آتش به دو عالم زن / هم نکتهی وحدت را با شاهد یکتا گو / هم بانگ اناالحق را بر دار معظم زن / ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
عشق اسم مستعار امیدهای ناگزیر است ... که شنبه ها را به یکشنبه ها میکشاند ... ! [زنده یاد حسین پناهی]
✔ عـلـ[بابا]ــی
Serengeti, Tanzania by Amnon Eichelberg
✔ عـلـ[بابا]ــی
نگران هیچ کس نیستم ،حتی تو که چمدانت را بسته ای! ... دیگر می دانم خورشید برای همیشه غروب نمی کند ... و سنجاب ها ؛تنها برای «پایین آمدن» از درخت بالا می روند ... ! [رسول یونان]
✔ عـلـ[بابا]ــی
Rock Fort at Sunrise, India by David Lazar
✔ عـلـ[بابا]ــی
Haw Creek Falls, Arkansas, at Night by Peter Essick
✔ عـلـ[بابا]ــی
Windows 98 : در تصویر شِمای کلی ویندوز ۹۸ را میبینید، اما چیز زیادی برای مشاهده وجود ندارد. تقریبا هیچ تغییری در رابط کاربری ویندوز نسبت به نسخه قبلی ایجاد نشده بود. ویندوز ۹۸ بیشتر از آن که نسخه جدیدی از ویندوز باشد، یک بهروزرسانی جزئی روی ویندوز ۹۵ بود ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
Beluga Whales, Canada by Gavin Parsons
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 2 ساعت و 51 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن